|
تاريخچه تخت فولاد
گورستانهاي
شهر اصفهان در ادوار مختلف تاريخي
شهر اصفهان از ادوار گذشته مركز بسياری
از
حكومتها
بوده است
و
به اين واسطه حدود و قلمرو آن در ادوار مختلف متغير بوده
و
بر حسب عادت و احتياج دراين شهر قبرستانهاي متعددي وجود داشته است.
معمولاً هر محله از محلات شهر اصفهان در بيرون دروازه محله و خارج از
فضاي مسكوني خود گورستاني داشته و ساكنين محل مردگان خود را در
آن گورستان دفن مي كردند. گذشته از آن بسياري از علما و روحانيون و
متنفذين، مقبره خصوصي براي خود داشته اند و يا پس از مرگ در محل زندگي
خويش به خاك سپرده مي شدهاند. اين گورستانها از گذشته تا حال به چندين
دسته تقسيم ميشوند:
الف
–
گورستانهايي كه پيش از اسلام داير بوده
و اكنون اثري از
آنها
نيست: مانند گورستان تاريخي چملان يا چلمان.
ب
–
گورستانهاي بعد از اسلام كه از ميان رفتهاند: مانند قبرستانهاي آب
بخشان، آسياب چهارسنگ، باغ خلفا و…
ج- قبرستانهايي كه عموماً از حالت قبرستان بودن
خارج شده، لكن كم و بيش اثري از قبور در آنها ظاهر است و عموماً
امامزادگان و مقابر خصوصي ميباشند: مانند شاهزاده ابراهيم، امامزاده
احمد، امامزاده اسماعيل، مقبره صاحب بن عباد، قبرستان طوقچي، گورستان
با باركن الدين يا تخت فولاد و
…

در واقع گورستانهاي اصفهان قبل از دوران صفويه محدود به گورستانهاي
محلي بوده اما از دوره صفويه و بعد از آن، گورستان تخت فولاد مهمترين
قبرستان شهر اصفهان محسوب ميشده و بيشتر متوفيان شهر اصفهان دراين
گورستان مدفون مي گرديدند.

گورستان تخت فولاد
گورستان تخت فولاد با مساحت تقريبي 75 هكتار در حاشيه جنوبي رودخانه
زاينده رود اصفهان و در انتهاي يكي از محورهاي تاريخي شمالي – جنوبي
شهر واقع شده است.
اين گورستان تاريخي به دليل وسعت، كثرت مشاهير مدفون در آن و وجود
ابنيه ارزشمند تاريخي يكي از مهمترين محوطههاي تاريخي و فرهنگي ايران
محسوب ميشود.

وجه تسميه گورستان تخت فولاد
گورستان تخت فولاد در طول تاريخ به نامهاي «لسان الارض»، «باباركن
الدين» و «تخت فولاد» شهرت داشته كه براي هر كدام از اين اسامي وجوهي
ذكر شده است.(هر چند برخي از اقوال تاريخي، داستانهاي عاميانه و
اظهارات مورخين فراتر از يك باور نيست و نميتواند مأخذ علمي و مبناي
تاريخي داشته باشد ليكن اظهار آن در دوره هاي مختلف گوياي قدمت تاريخي
گورستان تخت فولاد است.)
الف
–
لسان الارض (زبان زمين)
1. هنگامي كه خداوند به زمين و آسمان گفت: «به ميل يا به كراهت بياييد»
زمين اصفهان اجابت كرد و بدينسان بخشي از زمين اصفهان «لسان الارض» نام
گرفت.
2. گويند حضرت امام حسن مجتبي (ع) هنگامي كه در مسير فتح گرگان و يا
براي جهاد به طرف قزوين از اصفهان عبور ميكرده و در اين زمين نماز
خواندهاند، اين زمين با ايشان تكلم كرده است.
ب- مزار بابا ركن الدين:
باباركن الدين عارف و صوفي عاليقدر سده هشتم هجري قمري است. پس از دفن
وي در ساحل جنوبي زاينده رود كه در مسير جاده شيراز قرار داشت، آن قسمت
از سرزمينهاي مجاور آرامگاه باباركن الدين به «مزار باباركن
الدين» شهرت يافت. ظاهراً از زمان دفن وي تا اواخر دوران صفويه به تخت
فولاد«مزار باباركن الدين» ميگفتهاند. در پي اين نام گذاري پل خواجو
نيز نام «پل باباركن الدين» معروف گشته و خيابان امروزين فيض كه راه
قديم شيراز بوده نيز ظاهراً به اين نام موسوم بوده است.

ج- تخت فولاد:
1.گويند حضرت امام حسن (ع) در اصفهان براي بي اثر كردن جادوي يهود
دراين ناحيه تختي از فولاد ساخته و در آن منزل كردند.
2.«پولاد» نام يكي از دلاوران و سرداران ديالمه بوده است كه از
سنگهاي مفروشي در وسط خيابان ميان پل خواجو و دروازه قبرستان، محلي تخت
مانند براي خود ساخته و بر آن مي نشسته و كشتي گيران و پهلوانان برابر
او بر زمين مسطحي به كشتي ميپرداختند و از اين رو اين محدوده به نام
«تخت فولاد» معروف گشته است.
3.بابا فولاد حلوايي پسر استاد شجاع (متوفي 959 ه.ق) يكي از عرفا و
صوفيه است كه عدهاي معتقدند تختگاه او در اين زمين بوده است و به اين
جهت ابتدا به منطقه كوچكي كه آرامگاه بابافولاد بود «تختگاه بابا
فولاد» اطلاق مي شد و از نيمه دوم قرن يازدهم هجري نام «تخت فولاد» به
جاي «مزار باباركن الدين» شايع شد و رواج يافت.او ظاهراً از جوانمردان
روزگار خويش بوده و عوام تخت فولاد وي را از اوليا ميشناسند و از او
كرامت ها حكايت مي كنند. سنگ گور وي هم اكنون در صحن مركز تلفن تخت
فولاد موجود است.

انتها
ادامه..
|